شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

می‌توان

می‌توان از عاشقی لبریز شد
می توان پرواز کرد
مرغ طوفان بود 
                 ولی آرام بود
با همه زهری که می‌ریزد
                                 به کامت روزگار
می‌توان از زندگی سرشار بود.

رضا دبیری‌جوان

تک نگاری

عطا و لقای امید

عطا و لقای امید

سید‌فرزام حسینی

شعرها

و لبت دستش نمی‌رسد به من

و لبت دستش نمی‌رسد به من

علیرضا خسروانی

...  دور بودم در خاطره‌ای که پدر با خود نبرده بود

... دور بودم در خاطره‌ای که پدر با خود نبرده بود

فرحناز عباسی

کبود قبر بود و نبودم کنار خودم

کبود قبر بود و نبودم کنار خودم

فهیمه جهان آبادی

منم شیرازِ شهرآشوب و در جانم چه محشرهاست

منم شیرازِ شهرآشوب و در جانم چه محشرهاست

زری قهار ترس