شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

پیش از این قلبی داشتم

پیش از این قلبی داشتم
که رگ‌هایش را می‌جوید
و می‌پرسید: بعداً چه؟
بعداً ویرانه‌ای هستم
کنار ریل
کسی نمی‌داند
پیش از فروریختن
به کدام پنجره قطار دخیل بسته بودم
حالا حاجت‌روا شده‌ام مادر
با یک جفت چشم دلواپس
و یک‌ دست چینی لب‌پرشده
که میراث تو بود

من واگن پوسیده‌ای هستم
که روی ریل‌ها
داغ دیده‌ام
و  تنهایی
علف هرزی است
که از میان ترک‌هام  سربرمی‌دارد

ای تنهایی نیمه‌جان
نه گلوله‌ای دارم
و نه اسلحه‌ای
اما این چاقوی میوه‌خوری
رستگارمان  می‌کند،
اگر صبور باشیم. 

فاطمه اسکندری عرب

تک نگاری

شعرها

با جامی برکف 

با جامی برکف 

غلامحسین چهکندی‌نژاد

لاکریموسای

لاکریموسای

محمود بهرامی

  شهر را تکه‌ای چشم‌هات  خفه می‌کند در شعر

 شهر را تکه‌ای چشم‌هات  خفه می‌کند در شعر

بهراد باغبانی نیک

جوان نمی‌شوی اما به یاد بیار که «بودی»

جوان نمی‌شوی اما به یاد بیار که «بودی»

راضیه بهرامی‌خشنود