شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

طوفان

دلهره‌ی نبودنت 
خواب را می‌شكند
دلهره‌ی‌ نبودت
 سراب خالی ایام هفته را
چون دریایی بی‌انتها
پیش رو می‌گذارد.
خواستم در لنگرگاهی امن باشم 
و آغوشت را مهمانِ این دریای طوفانی كنم 

فردا 
چه كسی دراین بندر خانه می‌سازد
و پرده‌های پرهیزگار خانه را
كدام دست
 به گرمای خورشید صبحگاه هدیه می‌كند

مرا به خانه‌ات ببر
مرا به جادوی لبان سیاهت
و انگشتانِ بلندت را
سایبانِ این پرچینِ سوخته كن

و بگذار
طوفان بگذرد
                    بگذار...

هاشم جوادزاده

تک نگاری

شعرها

از این فلات بلا بی‌هوا گذار نکن

از این فلات بلا بی‌هوا گذار نکن

مجید عزیزی

دو شعر از رضا باب‌المراد

دو شعر از رضا باب‌المراد

رضا باب‌المراد

درخت زندگی 44

درخت زندگی 44

علی ثباتی

به جرم شانس نیاوردن

به جرم شانس نیاوردن

فرزین منصوری