شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

کابوس

کابوس

تو آغوش باز کن

و نفس بکش تَنَم را

ببین که زنده ام

زنده ام آیا؟

بر استخوان های من بِدَم

بر رگ و پوست که پوسیده

زیرا که در خواب های من

تردیدِ طنابِ دار

زخمیْ شده ناسورْ بر گردن

و تقلّای دو پای لمس

به روی چهارپایه ای

که انگار هست و نیست...

آبشار ماه در چشم‌های من

هوای حبس و همهمه در سینه های تو

بوسه های مات در تاریکی...

تو فریاد کشیدی یا من؟

تو کیستی که در بُهتِ تو هرشب

بیدار می‌شوم ؟!

امیربهادر کریمی

شعرها

خزان گرفته‌ام و فرصت بهارم نیست

خزان گرفته‌ام و فرصت بهارم نیست

فاطمه شمس

 صبح آن روز ساعت هفت از

صبح آن روز ساعت هفت از

محمد حسین عباسی

چقدر باید پرنده شد

چقدر باید پرنده شد

سیدعلی صالحی

برمانم ازین چریدنِ امن

برمانم ازین چریدنِ امن

راضیه بهرامی‌خشنود

ویدئو