شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

کابوس

کابوس

تو آغوش باز کن

و نفس بکش تَنَم را

ببین که زنده ام

زنده ام آیا؟

بر استخوان های من بِدَم

بر رگ و پوست که پوسیده

زیرا که در خواب های من

تردیدِ طنابِ دار

زخمیْ شده ناسورْ بر گردن

و تقلّای دو پای لمس

به روی چهارپایه ای

که انگار هست و نیست...

آبشار ماه در چشم‌های من

هوای حبس و همهمه در سینه های تو

بوسه های مات در تاریکی...

تو فریاد کشیدی یا من؟

تو کیستی که در بُهتِ تو هرشب

بیدار می‌شوم ؟!

امیربهادر کریمی

شعرها

سرگشته را دیگر خیال گم شدن نیست

سرگشته را دیگر خیال گم شدن نیست

مریم حاج محمدی

 از امید و ناامیدی

از امید و ناامیدی

عبدالعلی عظیمی

کوه را با گلوله

کوه را با گلوله

دیار مردان‌بگی

به صبحی دیگر

به صبحی دیگر

محمود معتقدی