شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

به پهلو دراز کشیده‌ام

به پهلو دراز کشیده‌ام
حال اسب پا شکسته‌ای را دارم که لوله‌ی تقنگی را بر شقیقه‌اش
احساس می‌کنم
مزرعه کمی کج است
و آن گوشه بیخ دیفال
چشم برادرم افتاده
به پهلو دراز کشیده‌ام
سایه‌ای با کلاه لبه‌دار به شقیقه‌ام شلیک می‌کند
بلند می‌شوم
چشم برادرم را بر‌می‌دارم
به اتاق خواب می‌روم
به پهلو دراز می‌کشم
بیخ دیفال

علیرضا راه چمنی

شعرها

دوایین نامه

دوایین نامه

اسماعیل عظمی

این بهار را هم  نمردم و دیدم:

این بهار را هم  نمردم و دیدم:

ایرج کیا

نجوا در باد

نجوا در باد

اقبال معتضدی

چیزی از من در تَنده‌ی پدر جا ماند

چیزی از من در تَنده‌ی پدر جا ماند

مایرام تکیه‌ای