شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

دهان ما چون که خاک می‌پذیرد بر خاک

به ابوالفضل مولانا


دهان ما چون که خاک می‌پذیرد بر خاک
جوی ندیده صدای شنیده به دریا خواهد برد
که استخوان صدف، تیرگی پدید نیارد
به چشم‌ها و به گردن‌های تمامْ آویختن
از گرده‌ی خویش
بر خاک‌های مست‌ها
چون که صدای بریده بخواهد
زبان سوخته را ببرَد بر باد
تا که باد
خود سخن از بام گورها خواهد گفت
که هر شب از شمع سوخته خالی شدند و
پر نشدند از جز آفرینش
بیماران

حسین فروتن

شعرها

از اتفاق چشم تو باران به من رسید

از اتفاق چشم تو باران به من رسید

عادل سالم

 از امید و ناامیدی

از امید و ناامیدی

عبدالعلی عظیمی

  شهر را تکه‌ای چشم‌هات  خفه می‌کند در شعر

 شهر را تکه‌ای چشم‌هات  خفه می‌کند در شعر

بهراد باغبانی نیک

تو تمام رفتگان منی

تو تمام رفتگان منی

فرناز فرازمند