شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

دهان ما چون که خاک می‌پذیرد بر خاک

به ابوالفضل مولانا


دهان ما چون که خاک می‌پذیرد بر خاک
جوی ندیده صدای شنیده به دریا خواهد برد
که استخوان صدف، تیرگی پدید نیارد
به چشم‌ها و به گردن‌های تمامْ آویختن
از گرده‌ی خویش
بر خاک‌های مست‌ها
چون که صدای بریده بخواهد
زبان سوخته را ببرَد بر باد
تا که باد
خود سخن از بام گورها خواهد گفت
که هر شب از شمع سوخته خالی شدند و
پر نشدند از جز آفرینش
بیماران

حسین فروتن

تک نگاری

شعرها

خزان گرفته‌ام و فرصت بهارم نیست

خزان گرفته‌ام و فرصت بهارم نیست

فاطمه شمس

در ساعات معینی از شبانه‌روز

در ساعات معینی از شبانه‌روز

مظاهر شهامت

سفر به سرزمین رویاهایت

سفر به سرزمین رویاهایت

محمود معتقدی

جوان نمی‌شوی اما به یاد بیار که «بودی»

جوان نمی‌شوی اما به یاد بیار که «بودی»

راضیه بهرامی‌خشنود