شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

به مرکب رویت

به مرکب رویت
ستاره بودم و مرجان
بر این هوا که بمانم
به سختی جان
تو از کدام آهو گریختی
که آفتاب دیدن تو
در این سپیده‌ی بی‌نام
غریزه بوده و شبنم
به خاره ‌ی خام
به وقت لب‌هایت
ببوس پرچم رویم
که خواب خفته‌ی صبح
در این حوالی اندوه
به شکل و شمایل
به موقع خصم
نگاه عاطفی باد
و کولی چشمت
همیشه‌ی اندوه
تابِ باران است
کنار خستگی و خواب
ماهِ مراقب
این هد هد هوا ...
و نامِ حادثه
نامت
 

ابوالقاسم مؤمنی

شعرها

سه شعر از علی بیکی

سه شعر از علی بیکی

علی بیکی

امشب  خوابم را  عریان می‌کنم 

امشب  خوابم را  عریان می‌کنم 

هوشنگ رئوف

در برهنگی بلندترین شب سال

در برهنگی بلندترین شب سال

مهتاب موسوی

مانده یک کوچه و تنها یکی از ما دو نفر

مانده یک کوچه و تنها یکی از ما دو نفر

جواد محمدی فارسانی

ویدئو