شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

نياز به دايره‌اي دارم دوراني

نياز به دايره‌اي دارم دوراني
با دايره‌هاي گرد تو در تويي
كه هي توي هم بلولند و هم‌آغوشي كنند
و هي هر چه آه
هرچه اوه
و هي هرچه دايره كه در دايره‌ي ديگري يا بر دل دايره‌ي ديگري
گردتر بگردد و دايره‌تر شود
تنگ‌تر/ گشادتر
هي دايره‌تر شود

نياز به دايره‌اي دارم دوراني
كه گرد سوزني سوزن‌دار و پر ولع
بگردد و بگردد و رنگ ديگري بگيرد

ميان سرم
ميان انتهاي به هم نارس ابروهام
همان‌جا كه هي  گرد گرد گره مي‌خورد و شبيه تنه‌ي درخت  مي‌كندم
ميان بالاي چشم‌هايم
رخوت‌ناك و چسب‌ناك
اشتياق پيوستن با سوزني دارم
كه سوزن‌دارو پر ولع
دوران از سرم بتركاند

شروین شاهوزی‌پور

تک نگاری

آموزگار عشق

آموزگار عشق

مهدی ایوبی

مایکل مارچ شاعر خطوط سیاه

مایکل مارچ شاعر خطوط سیاه

ابوالقاسم اسماعیلپور مطلق

شعرها

بر شانه‌ى تو صبح سحر برنخاستن

بر شانه‌ى تو صبح سحر برنخاستن

مهدی فرجی

تنها صداست که می‌ماند

تنها صداست که می‌ماند

فروغ فرخزاد

 صبح آن روز ساعت هفت از

صبح آن روز ساعت هفت از

محمد حسین عباسی

کلایه

کلایه

حامد بشارتی