شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

از حرف‌های شما

از حرف‌های شما
آنچه در سیم تلگراف مانده
آرزوهای بزرگ نیست
کلمات کوچکِ سرخ است
که ناگهانِ پروانه را
می‌خنداند.

من
سوگند می‌خورم
که امروز
فردا را نبینم
روی شاخه‌های درختی نشسته
و فنجانِ قهوه‌اش را
به سرکشی
سرمی‌کشد.
زخم‌های عمیق
عمیق‌تر می‌شوند
و تو
سبد توت فرنگی‌ات را
روی برف‌ها
روشن می‌کنی.
بیا زن
بیا
روی این صندلی بنشین
و صبحانه را
تصمیم بگیر
وقتی کلمات
فانوسِ جوان را
روشن می‌کنند.

عزت‌الله بهمنی

شعرها

از این فلات بلا بی‌هوا گذار نکن

از این فلات بلا بی‌هوا گذار نکن

مجید عزیزی

ترس شب

ترس شب

رضا محمودی‌حنارود

تو بگو سینه دارچینِ دیوانه

تو بگو سینه دارچینِ دیوانه

فهیمه جهان آبادی

سربازها رفتند

سربازها رفتند

وجیهه نوزادی