شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

لفظی مرعوب که در حنجره می‌لرزید، خلاصه‌تکان‌های قلبِ پیش بود که با کوک بیرون...

سراغ بوته‌ای را که عمل آمدی گرفته‌بود
ـ شجره‌نامه‌ای که در استخوانِ...

سیاوشِ نیم‌بندی است این‌که از دریا آورده‌ام وُ به پشت خوابانده‌ام
...

چرا برای هر تبانیِ ناقص که کردم و نقشه‌ها داشتم، شفاعتِ اَلکن آمد جز به قرارِ باد؟
...

رگ احتمالی پاره شد اما
خون، قطعی بود که کتاب افتاد
ـ مرقومه‌ی مستطابِ بهرام...

شعرها

باد سر میکوبد

باد سر میکوبد

فهیمه جهان آبادی

سه شعر برای گرگ و ماه

سه شعر برای گرگ و ماه

محمود بهرامی

تو بگو سینه دارچینِ دیوانه

تو بگو سینه دارچینِ دیوانه

فهیمه جهان آبادی

اعتراف می‌کنم 

اعتراف می‌کنم 

مظاهر شهامت