شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

بی‌مقدمه

دست یکی از زبان گم‌شده‌ها را گرفتی و گرفتم
گرفتی و گفتی‌:
در شب سقوط
باید کاری کنی
یا در حمام با رقصندگان چراغی بیفروز
یا با مقدمه
پا به فرار بگذار
تکثیر که شدی
بی‌واسطه‌ی رخدادی، که رخ داد
بگرد مجنونی پیدا کن
پیاده شو وسط دریایی
تا قایقی که مرا با خود می‌کشد
دسته‌ی سفید چاقوی‌ راست‌دستی را
با خالکوبی شانه‌ی چپی ، جنون‌زده
آتش بیار شیاری گردد
و من جسدم را تشییع می‌کردم
با امضای خودم
و عاشقی که ، خود را نجوا می‌کرد
« دلم را بازهم سوزاندی»
مجنون زبان گم شده‌ی من

حمیدرضا گشمردی

تک نگاری

لئونارد کوهن فارسی

لئونارد کوهن فارسی

هادی خوانساری

احضار روح زبان در قامت کلمه

احضار روح زبان در قامت کلمه

محمدرضا عبادی صوفلو

شعرها

مترسک

مترسک

میرحسین نونچی

درد که بیاید

درد که بیاید

راهبه خوشنود

امشب هر چه باران ببارد برای من است

امشب هر چه باران ببارد برای من است

سابیر هاکا

رنگی بر دهان مرده ام بزن

رنگی بر دهان مرده ام بزن

فهیمه جهان آبادی