شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

...

زیرا که دست‌هایت نرده‌های بیمارستان بود
و رنگ قرمز خون
...

...

ای مزاحم روز
ای که خون مچاله‌ی ما 
در دست‌های...

...

ای خدای خوب
که به دامن خورشید پناه برده‌ای 
ای متعال...

و خون دو روزه‌ای
که از پشت‌بام سرازیر شد
و آن‌قدر بالا آمد
...

پناه بردم به رنگ سفید
و فراموشت کردم
از کاغذها گذشتم
راه افتادم میان...

شعرها

چقدر باید پرنده شد

چقدر باید پرنده شد

سیدعلی صالحی

یک دو سه پیش خودش ثانیه‌ها را که شمرد 

یک دو سه پیش خودش ثانیه‌ها را که شمرد 

علیرضا کیانی

بار امانت

بار امانت

امیررضا وکیلی

برای خداحافظی اومدم

برای خداحافظی اومدم

حامد ابراهیم پور