شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

هر چکامه تیغی برای خودزنی

هر چکامه تیغی برای خودزنی

در شبانه های بی همراه

من مشق حضور می کنم

بی فانوس و شمع که تاریکی موهبتی ست

غروب هزار تصویر در آسمان بزرگ

می رانمش از دیباچه ذهن

که من به جدالی سخت می آزمایم

خویشتن را و تورا .

شهریار کوراوند

شعرها

می‌آیی 

می‌آیی 

م. مؤید

منم شیرازِ شهرآشوب و در جانم چه محشرهاست

منم شیرازِ شهرآشوب و در جانم چه محشرهاست

زری قهار ترس

اندوه انبوه

اندوه انبوه

دریا لیراوی

آن زن که می‌خواند و برایش دست می‌زنند

آن زن که می‌خواند و برایش دست می‌زنند

کوروش رنجبر