شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

ناز را

ناز را
در حریر ِ پیچ وُ یاب
و یا
در تاب وُ پیچ می پیچانی
و لبخند ِ ماه را
در نازکی ابر.
از مویرگ‌های نبودن
دلم دارد چکه می‌کند.
واپسین قطره‌ی بارانم
در حوالی ِ فرو افتادن ِدر بهار وُ برگ.
در این خوانش ِ مرکز گریز
چه می‌کند با من
این ماه ِ ناتمام ِ همه سال؟
عزیزکم پای رقص مرا اگر بریدند
به جای هردوی مان برقص
با کفش‌های ناهمگونی
که همزاد هم‌اند!
 

نصرت‌الله مسعودی

تک نگاری

شعرها

شاید

شاید

مهدی مهدوی

سرگشته را دیگر خیال گم شدن نیست

سرگشته را دیگر خیال گم شدن نیست

مریم حاج محمدی

...  دور بودم در خاطره‌ای که پدر با خود نبرده بود

... دور بودم در خاطره‌ای که پدر با خود نبرده بود

فرحناز عباسی

تو میوه‌های منی 

تو میوه‌های منی 

محمد شمس لنگرودی