شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

پدر

برگرد به قاب عکسی فلزی
که در آن مردی از فرط خنده
چشمانش بسته است
و  لباسی نو به تن دارد
که آستین‌هایش تا خورده اند

و ما نمی‌دانیم مردگان آیا
نام‌های ما را هنوز به خاطر دارندیا نه!
 

احمد بیرانوند

شعرها

تکرار

تکرار

محمد زندی

تراپی

تراپی

شقایق شاهرودی‌زاده

کوه را با گلوله

کوه را با گلوله

دیار مردان‌بگی

آه از این‌همه هجرتِ بی رفتن

آه از این‌همه هجرتِ بی رفتن

سیدعلی صالحی