شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

پدر

برگرد به قاب عکسی فلزی
که در آن مردی از فرط خنده
چشمانش بسته است
و  لباسی نو به تن دارد
که آستین‌هایش تا خورده اند

و ما نمی‌دانیم مردگان آیا
نام‌های ما را هنوز به خاطر دارندیا نه!
 

احمد بیرانوند

شعرها

هرجا می‌روم 

هرجا می‌روم 

وجیهه نوزادی

طفلکی از همان سال‌ها پيش

طفلکی از همان سال‌ها پيش

عادل حیدری

روژان

روژان

سیدعلیرضا ذوالفقاری

دو شعر از رضا باب‌المراد

دو شعر از رضا باب‌المراد

رضا باب‌المراد

ویدئو