شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

پدر

برگرد به قاب عکسی فلزی
که در آن مردی از فرط خنده
چشمانش بسته است
و  لباسی نو به تن دارد
که آستین‌هایش تا خورده اند

و ما نمی‌دانیم مردگان آیا
نام‌های ما را هنوز به خاطر دارندیا نه!
 

احمد بیرانوند

شعرها

از اتفاق چشم تو باران به من رسید

از اتفاق چشم تو باران به من رسید

عادل سالم

به جرم شانس نیاوردن

به جرم شانس نیاوردن

فرزین منصوری

 صبح آن روز ساعت هفت از

صبح آن روز ساعت هفت از

محمد حسین عباسی

باد سر میکوبد

باد سر میکوبد

فهیمه جهان آبادی