شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

این پرده‌ی مخملیِ منگوله‌دارِ چین‌چینِ تمام‌قد

این پرده‌ی مخملیِ منگوله‌دارِ چین‌چینِ تمام‌قد تا نوکِ انگشت‌های پایت را کنار بزن از رویَت
بگذار چشم‌هایت را ببینم
که چطور نشسته‌ام در تُنگِ بلوریِ آن
آن دایره‌های شفاف
آن سرمای سفیدِ سوزان
آن نگاه‌ها که عبور می‌کند از من و نمی‌بیندم انگار
که چطور نشسته‌ام
و تنها یک‌جا مانده برایم که نگاه کنم
یک‌جا را فقط.
 

مازیار اخوت

شعرها

همه‌چيز از یک دعوتنامه شروع شد

همه‌چيز از یک دعوتنامه شروع شد

مجتبی هژبری

پیش از تو نرد عشق باخته بودم

پیش از تو نرد عشق باخته بودم

فرزانه قوامی

جاده‌ای سوخته مانده‌ست؛ و اخگرهایش

جاده‌ای سوخته مانده‌ست؛ و اخگرهایش

بابک دولتی

به پسر عموهایم گفتم نمی‌شود!

به پسر عموهایم گفتم نمی‌شود!

زینب حسن پور