شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

سر بریده‌ی یک کبک روی گردنم است

سر بریده‌ی یک کبک روی گردنم است
مرا نجات بده! این چه وقت مردنم است؟
صدای قهقهه‌اش را تو نیز می‌شنوی؟!
درست گوش کنی هقّ و هقّ شیونم است
بریده‌اند صدای مرا و خون صدا
فصاحتی‌ست که مابین نطق  الکنم است

دو جوجه کبک پیِ مادرند در من و... خون
شده‌ست شیر و روان از دو سوی دامنم است
چقدر کبک به دنیا می‌آورد این کوه
چقدر گرمی آن تیر سرخ در تنم است

مرا به سیخ کشید... آشناست مزه‌ی من
به خود می‌آید و می‌گوید آخ این زنم است
 

کبری موسوی‌قهفرخی

شعرها

از گیسوان مشکی‌اش، از شانه می‌ترسی

از گیسوان مشکی‌اش، از شانه می‌ترسی

تمنا مهرزاد

...  دور بودم در خاطره‌ای که پدر با خود نبرده بود

... دور بودم در خاطره‌ای که پدر با خود نبرده بود

فرحناز عباسی

کوه را با گلوله

کوه را با گلوله

دیار مردان‌بگی

بی‌وزنی

بی‌وزنی

عنایت سمیعی