شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

مثل پرنده‌ای که پَرَش را بریده‌اند

مثل پرنده‌ای که پَرَش را بریده‌اند
غمگین‌تر از گُلی که سَرَش را بریده‌اند
یک تابلو که منظره‌اش تکه‌تکه شد
یا کُنده‌ای که تا کمرش را بریده‌اند
یک روزنامه است جهانم بدون تو
با تیغ بهترین خبرش را بریده‌اند
بعد از تو این عروسک بازیگرِ غریب
نخ‌های دست، پا و سَرَش را بریده‌اند
بعد از تو در دلم زنی از بعدِ زایمان
حس می‌کند تهِ جگرش را بریده‌اند
 

سحر اسدی

تک نگاری

شعرها

نه با تو زندگى از حال و روز زارش گفت

نه با تو زندگى از حال و روز زارش گفت

مهدی فرجی

پنج شعر از سیروس نوذری

پنج شعر از سیروس نوذری

سیروس نوذری

شب را که ورق بزنی

شب را که ورق بزنی

علیرضا ملک زاده

دنیا دوباره زهر خودش را ریخت، خون گُر گرفت گوشه‌ی شریانم

دنیا دوباره زهر خودش را ریخت، خون گُر گرفت گوشه‌ی شریانم

محمود صالحی‌فارسانی