شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

مثل پرنده‌ای که پَرَش را بریده‌اند

مثل پرنده‌ای که پَرَش را بریده‌اند
غمگین‌تر از گُلی که سَرَش را بریده‌اند
یک تابلو که منظره‌اش تکه‌تکه شد
یا کُنده‌ای که تا کمرش را بریده‌اند
یک روزنامه است جهانم بدون تو
با تیغ بهترین خبرش را بریده‌اند
بعد از تو این عروسک بازیگرِ غریب
نخ‌های دست، پا و سَرَش را بریده‌اند
بعد از تو در دلم زنی از بعدِ زایمان
حس می‌کند تهِ جگرش را بریده‌اند
 

سحر اسدی

شعرها

لیوان چای منتظر بودم 

لیوان چای منتظر بودم 

معین صباغ‌مقدم

گل مشکیجه

گل مشکیجه

مجتبی دهقان

سی و پنجمین تیغ توی تنم

سی و پنجمین تیغ توی تنم

اندیشه فولادوند

قدمت را بزن، نمی فهمند

قدمت را بزن، نمی فهمند

محمود صالحی‌فارسانی