شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

و این چقدر تخیل زیبایی‌ست

و این چقدر تخیل زیبایی‌ست
که سال‌ها بعد
از استخوانم
خوشه‌های انگور بروید
مردانی با صورت‌های سوخته
من را بچینند
زیر پاهای دخترانِ غمگین له شوم
و آن‌قدر بمانم
تا از لیوانی بلورین
بر لب‌های قرمزت سرازیر شوم
دهانت را گس کنم
پلک‌هایت را سنگین کنم
و به‌آرامی در خونت حل شوم،
بعد سیگاری برایت روشن می‌کنم
سرت را روی شانه‌هایم می‌گذارم
و آن‌قدر در سرت گیج می‌خورم
که در خواب‌هایت
تمام جنازه‌ها انگور می‌شوند
رودخانه‌ها قرمز می‌شوند
و مردانی با صورت‌های سوخته
تو را بر شانه‌هایشان می‌برند.

دیار مردان‌بگی

تک نگاری

شعرها

حلول شعر بر من مبارک باد 

حلول شعر بر من مبارک باد 

نفیسه قانیان

امشب زنی از جاده‌ی کابوس برگشته است

امشب زنی از جاده‌ی کابوس برگشته است

مریم حسین‌زاده

موج‌هایش را بر پشت بسته بلند دریا

موج‌هایش را بر پشت بسته بلند دریا

قاسم درویشی دوراهک

شب را که ورق بزنی

شب را که ورق بزنی

علیرضا ملک زاده