شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

هر دهان چشمی‌ست

هر دهان چشمی‌ست
به حرف که می‌آید، پلک می‌زند
پس برای دهان‌هایی باید عینک ساخت
تا ملایم‌تر مخاطبان را بسوزانند
برای دهان‌هایی که
در آسانسورها مانده‌اند
عینک‌های طبی
تا فریادهایشان بر گوش‌ها میزان شود
باز بر سفتی زمین گام بردارند
و شریک شیطان باشند
اما بودا، بی‌نیاز می‌ماند
چون در خلأ نشسته است
و جوجه‌هایش پیش از بلوغ
از لانه، دهان بر زمین نمی‌افتند
گاهی که می‌آید
تا چیزی را که در من جا گذاشته است
بردارد
 

رضا حامی‌پور

شعرها

مقدم بر لی لی  در سرزمین رقص

مقدم بر لی لی در سرزمین رقص

امیر خان پرور

مانده یک کوچه و تنها یکی از ما دو نفر

مانده یک کوچه و تنها یکی از ما دو نفر

جواد محمدی فارسانی

دنیا دوباره زهر خودش را ریخت، خون گُر گرفت گوشه‌ی شریانم

دنیا دوباره زهر خودش را ریخت، خون گُر گرفت گوشه‌ی شریانم

محمود صالحی‌فارسانی

از اتفاق چشم تو باران به من رسید

از اتفاق چشم تو باران به من رسید

عادل سالم