شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

طناب‌ها دار می‌شوند

طناب‌ها دار می‌شوند 
طناب‌ها مار می‌شوند
و می‌پیچند 
دور گلوی تو
گلوی کبود تو 
جنگلی سوخته است
دلتنگی از سینه‌ی دیوار
چکه می‌کند
و عقربه‌های ساعت 
نیزه‌هایی 
 که در پیشانی‌ات 
فرو می‌روند
تنهایی  دار می‌شود 
تنهایی مار می‌شود
و می‌پیچد در روح تو
روح تو بهاری 
که می‌خواهد
از میان دیوارهای آجری 
عبور کند

طناب‌ها پاره می‌شوند
طناب‌ها ...

و زندان‌بان پیر
 خاکستر سیگارش را
در انتهای راهرو می‌تکاند
 

فاطیما سیاحتی

تک نگاری

شعرها

منم شیرازِ شهرآشوب و در جانم چه محشرهاست

منم شیرازِ شهرآشوب و در جانم چه محشرهاست

زری قهار ترس

به صورت رشد‌نیافته

به صورت رشد‌نیافته

فرخنده حاجی زاده

هم ‌بغض!

هم ‌بغض!

محمدعلی بهمنی

پس اگر ناپدید نمی‌شوم

پس اگر ناپدید نمی‌شوم

محمد انتظاری