شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

از سکوت صدای باران

از سکوت صدای باران، تا آن‌همه، آشوب خاموش مشتی عاشقانه‌های از‌دست‌رفته،چه هیاهوی جامانده‌ی سردی می‌گذرد، تاریک‌روشن خاکستری شهر  حرفی برای گفتن ندارد، شگفتا‌! تو ازسمت روزهای خیالت پیر و پیرتر می‌شوی، به‌راستی شهروند کدام جغرافیای از‌یاد‌رفته‌ای؟کمی هم به ریشه‌های گمشده ‌ات، سفرکن.

محمود معتقدی

شعرها

بر پیراهن بیمارستان

بر پیراهن بیمارستان

فرخنده حاجی زاده

تو زیبایی

تو زیبایی

سکینه نودهی

این بار برای خودم می‌نویسم

این بار برای خودم می‌نویسم

مرتضی بخشایش

برای سحر

برای سحر

شقایق شاهرودی‌زاده