شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

از سکوت صدای باران

از سکوت صدای باران، تا آن‌همه، آشوب خاموش مشتی عاشقانه‌های از‌دست‌رفته،چه هیاهوی جامانده‌ی سردی می‌گذرد، تاریک‌روشن خاکستری شهر  حرفی برای گفتن ندارد، شگفتا‌! تو ازسمت روزهای خیالت پیر و پیرتر می‌شوی، به‌راستی شهروند کدام جغرافیای از‌یاد‌رفته‌ای؟کمی هم به ریشه‌های گمشده ‌ات، سفرکن.

محمود معتقدی

تک نگاری

شعرها

درد که بیاید

درد که بیاید

راهبه خوشنود

گفته بودی که بازخواهی گشت

گفته بودی که بازخواهی گشت

مریم حسین‌زاده

سه شعر از علی بیکی

سه شعر از علی بیکی

علی بیکی

سرآخر

سرآخر

ستار جانعلی‌­پور