شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

گل سفید

به تو ماننده، گل سفید
در باغ روییده است.
مانند صدای تو
نور قرمز مغرب ابرها را مزیّن کند
اگر تو بخواهی
من از خواب تو بیرون می‌روم
و رؤیایت را ترک می‌کنم
مثل پلیکانی که یک روز از این‌جا
دامنش را برچید رفت
و سایه‌ای سنگین در پشت سرش باقی نگذاشت.
مثل فکرهایی که بعد از ما
با سر سیاه ما در گور می‌پوسند
و ریشه‌های گیاهان را مسموم می‌کنند.

محمدباقر کلاهی اهری

شعرها

سرآخر

سرآخر

ستار جانعلی‌­پور

هرگز در پیِ صندلی خالی

هرگز در پیِ صندلی خالی

قاسم آهنین جان

دنیا دوباره زهر خودش را ریخت، خون گُر گرفت گوشه‌ی شریانم

دنیا دوباره زهر خودش را ریخت، خون گُر گرفت گوشه‌ی شریانم

محمود صالحی‌فارسانی

منم شیرازِ شهرآشوب و در جانم چه محشرهاست

منم شیرازِ شهرآشوب و در جانم چه محشرهاست

زری قهار ترس