شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

...

در تار تنیده بر دهانم
گیر کرده‌ای.

بگو
...

تریاک چپانده‌ای  در چشم‌هات‌و
برهنه می‌دوانی‌ام
...

عریان شو از شراب
که خراب‌تر بجوشی
در سگ‌لیسِ کاسه‌ی چشمم:
...

کاج 
در چشم تو بروید و 
برف را بتکاند بر مژه‌هام 

...

شعرها

باران‌ها

باران‌ها

محمد ویسی

 از امید و ناامیدی

از امید و ناامیدی

عبدالعلی عظیمی

در گلوگاه اصلی شکم

در گلوگاه اصلی شکم

رسول کاوه

سربازها رفتند

سربازها رفتند

وجیهه نوزادی