شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

در توهّمت گلی بکار! فکر کن بهار می‌رسد

در توهّمت گلی بکار! فکر کن بهار می‌رسد
حیف هرچه سعی می‌کنی، آخرش به خار می‌رسد
آرزوی من امید نیست، شاعرانه با همین قلم
دل‌خوشم به این‌که دست‌کم، یأس من به بار می‌رسد
در خراب‌شهرِ بی‌روش، ادعای عدل سست بود
ظلم منطقش درست بود: حق به حق‌ندار می‌رسد
جاودانگان از این طرف، حبس می‌شوند تا ابد
روز و شب به دیو از آن طرف، نان و اعتبار می‌رسد
از شرف چقدر خسته‌ای؟ ظلم کن چرا نشسته‌ای؟
تا تو استخاره می‌کنی، وقتِ کارزار می‌رسد

مریم جعفری‌آذرمانی

شعرها

لیوان چای منتظر بودم 

لیوان چای منتظر بودم 

معین صباغ‌مقدم

شاید زمان آن چای کم‌رنگی است 

شاید زمان آن چای کم‌رنگی است 

الهام جهانبازی گوجانی

محمد انتظاری

و لبت دستش نمی‌رسد به من

و لبت دستش نمی‌رسد به من

علیرضا خسروانی