شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

درختان از من عبور می‌کردند

درختان از من عبور می‌کردند
بی‌آن‌که دست تکان دهند 
خیره مانده‌بودم به‌جای نبودنت 
مسافت‌ها می‌رفت و افق با دهانی باز 
راه را در خودش فرو‌می‌داد 
شیشه را پایین دادم 
برای نبودنت 
برای راه‌هایی که رفته بودند 
دست تکان دادم

علی جهانگیری

شعرها

آه ای غرور متصل به غم

آه ای غرور متصل به غم

احمد امیرخلیلی

دنیا دوباره زهر خودش را ریخت، خون گُر گرفت گوشه‌ی شریانم

دنیا دوباره زهر خودش را ریخت، خون گُر گرفت گوشه‌ی شریانم

محمود صالحی‌فارسانی

با اندوهی تلخ‌تر از شراب

با اندوهی تلخ‌تر از شراب

سید حامد معراجی

لاکریموسای

لاکریموسای

محمود بهرامی