شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

درختان از من عبور می‌کردند

درختان از من عبور می‌کردند
بی‌آن‌که دست تکان دهند 
خیره مانده‌بودم به‌جای نبودنت 
مسافت‌ها می‌رفت و افق با دهانی باز 
راه را در خودش فرو‌می‌داد 
شیشه را پایین دادم 
برای نبودنت 
برای راه‌هایی که رفته بودند 
دست تکان دادم

علی جهانگیری

تک نگاری

طنز ترکیبی

طنز ترکیبی

آرش نصرت‌اللهی

شعرها

در برهنگی بلندترین شب سال

در برهنگی بلندترین شب سال

مهتاب موسوی

نیمی که مرده  بر شانه‌های تو

نیمی که مرده  بر شانه‌های تو

یلدا منتظری

سه شعر برای گرگ و ماه

سه شعر برای گرگ و ماه

محمود بهرامی

مترسک

مترسک

میرحسین نونچی