شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

دنیا 

دنیا 
درشکه‌ای است
که بدون اسب‌هایش 
می‌دواندم
می‌دواندم
تا پاتوقی که نطق ما را بی‌تپق
در تق‌تق مشروطه‌ها
تلق تلق
بر سنگفرش کوچه می‌کشاندم

دیگر برای قوللر و قونسول هم
حتا
کفایت را نمی‌شاید
شاید نشستن زیر تاق تیغ و طوق و
یوغ غرقابی که قل‌قل را
به کاکل‌های خون می‌آورد
شایسته‌تر باشد

دنیا بدون ما نمی‌راند
برایش از درشکه
ما فقط چار نعل می‌تازیم

علیرضا ابن‌قاسم

تک نگاری

شعرها

درخت برف، که در باغ، برگ و بار ندیده

درخت برف، که در باغ، برگ و بار ندیده

هادی خور شاهیان

 همیشه عیدها روشن بودی

 همیشه عیدها روشن بودی

سوری احمدلو

سربازها رفتند

سربازها رفتند

وجیهه نوزادی

مانده یک کوچه و تنها یکی از ما دو نفر

مانده یک کوچه و تنها یکی از ما دو نفر

جواد محمدی فارسانی