شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

با ظهر

با ظهر
ابرها آمده‌اند
روی سقفِ اتوبوس کبوتر‌های کبود
 می‌بارد
زمینِ خیسِ باران
به کبوترهای بی‌جان
 رنگ می‌بازد
چشم‌هایم را 
پشت اتوبوس
در خیابان
روی آسفالت
 جا می‌گذارم
به خانه برمی گردم
با جای خالی چشم‌هایم     در آیینه 

می‌بینم

خیابانی شده‌ام
ابرها
اتوبوس‌ها
کبوترها
و عابران پیاده
از من عبور می‌کنند

مهدیس ملاح

تک نگاری

بلعیدن عطر وقت

بلعیدن عطر وقت

شهاب نادری مقدم

شعرها

اندوه انبوه

اندوه انبوه

دریا لیراوی

غزل بی خنده‌ات آرایه‌ای دلخواه کم دارد

غزل بی خنده‌ات آرایه‌ای دلخواه کم دارد

احد متقیان فر

حقیقت دارد

حقیقت دارد

حامد رحمتی

گاز

گاز

مجتبی ویسی