شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

احاطه شده‌ام

احاطه شده‌ام
با گلدانی کوچک
پنجره‌ای چسبیده به دیوار
و بوی پرتقالِ کپک‌زده
که نمی‌دانم از کجا می‌آید.

از این گوشه‌ی اتاق
به سمت پنجره می‌روم
با یک لیوانِ چای
بیرون پُر شده است
از صدای بلندگویی که لوازم فرسوده می‌خرد

چشم‌هایم کم‌سو شده‌اند
دست‌هایم چای که می‌ریزند
سَر ریز می‌کنند.

رسول معرک‌نژاد

شعرها

عطر تنت را 

عطر تنت را 

غلامحسین چهکندی‌نژاد

شغل تمام وقت

شغل تمام وقت

بکتاش آبتین

لای گیسوان او بگرد، با چراغ‌قوه‌ای قوی

لای گیسوان او بگرد، با چراغ‌قوه‌ای قوی

حمید حسینیان

به کوتاهی یک رؤیا

به کوتاهی یک رؤیا

واهه آرمن