شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

چهار طرح از یک روایت

یک:
درخت‌ها!
رخت‌آویز فصل‌هایند
آلات موسیقی باد
کندوهای غبارند.

دو:
ابرها!
بازوهای آسمانند
ریسمان‌هایی را به زمین می‌فرستند
تا بهار را از جهان دیگری بیاورند.

سه:
آذرخش!
جرقه‌ی سم اسبی‌ست
آن سوی ابرها
رعد شیهه‌ی اوست
و رنگین‌کمان یالش، آن‌گاه که آرام می‌گیرد.

چهار:
کوچ!
بخیه‌ی آسمان است
با سرانگشت دخترانی که ما آن‌ها را به اشتباه فصل‌ها می‌نامیم.

ارسلان باقری

تک نگاری

بلعیدن عطر وقت

بلعیدن عطر وقت

شهاب نادری مقدم

شعرها

من می‌دانم که  «ترس و لرز»،  موسیقایی‌تر از «موسیقی»ست،

من می‌دانم که  «ترس و لرز»،  موسیقایی‌تر از «موسیقی»ست،

علی قنبری

چیزی از من در تَنده‌ی پدر جا ماند

چیزی از من در تَنده‌ی پدر جا ماند

مایرام تکیه‌ای

خزان گرفته‌ام و فرصت بهارم نیست

خزان گرفته‌ام و فرصت بهارم نیست

فاطمه شمس

شرجی یک کابوس!

شرجی یک کابوس!

شهرام شهیدی

ویدئو