شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

آن اسم که در سینه نهفتی چه‌ کسی بود؟
آن هیچ‌کسی را که تو گفتی چه ‌کسی...

آن اسم که در سینه نهفتی چه‌ کسی بود؟
آن هیچ‌کسی را که تو گفتی چه ‌کسی...

از وقت کم آورده به نانش نرسیده
شاعر شده دستش به دهانش نرسیده
می‌خواسته زانو...

با طعنه گفت مرد مگر گریه می‌کند؟
گفتم دلش بگیرد اگر گریه می‌کند
با...

هميشه ماه خودت باش و آفتاب خودت
بتاب بر دل هر کس به انتخاب خودت
به هر کسي نه...

شعرها

بر پیراهن بیمارستان

بر پیراهن بیمارستان

فرخنده حاجی زاده

روی تخته بزرگ می نویسد A

روی تخته بزرگ می نویسد A

شهریار خسروی

چشم‌هایم زبان منند

چشم‌هایم زبان منند

فیروزه برازجانی

فکر این را نکن که بعد از تو شعر من رو به انزوا برود

فکر این را نکن که بعد از تو شعر من رو به انزوا برود

ویدا حمیدی