شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

گاهی آدم مثل «یک دیوانه» می‌چرخد فقط!

گاهی آدم مثل «یک دیوانه» می‌چرخد فقط!
مثل «جغدی در دل ویرانه»، می‌چرخد فقط!
گاه بعد از بدرقه، تا چند‌ساعت یک‌نفر-
بی‌هدف در سالن پایانه می‌چرخد فقط!
گاه غیر از کوچه‌گردی نیست کار دیگری!
یاکریمی که ندارد لانه، می‌چرخد فقط!
گاه عاشق از دل معشوق خود آگاه نیست!
شمع می‌سوزد، ولی پروانه می‌چرخد فقط!
-رسم مستان است- این‌جا هر که بدمستی کند-
تا سحر در کوچه‌ی میخانه می‌چرخد فقط !
روح من شهری بزرگ ا‌ست و تمام شهر را- 
«اهل» می‌داند، ولی «بیگانه» می‌چرخد فقط!
«مرگ» پرسه می‌زند در کوچه‌ها مثل شبح!
توی این شهر آدم دیوانه می‌چرخد فقط!
من گمانم « آدم بی‌عشق» در دنیای ما -
مثل یک کور است که در خانه می‌چرخد فقط!

اصغر عظیمی مهر

شعرها

دلت دلفینی ست

دلت دلفینی ست

شاهین غمگسار

لیوان چای منتظر بودم 

لیوان چای منتظر بودم 

معین صباغ‌مقدم

چیزی از من در تَنده‌ی پدر جا ماند

چیزی از من در تَنده‌ی پدر جا ماند

مایرام تکیه‌ای

این بهار را هم  نمردم و دیدم:

این بهار را هم  نمردم و دیدم:

ایرج کیا