شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

اجاق


سنگ‌ها را از کف رودخانه آورده بودند
خزه‌های بیرون‌شان گواه است
مثل کودکانی که از دنیایی دیگر
به این‌جا می‌آیند با موهای نمناک سرشان
معلوم است سال‌ها کنار هم چیده شده‌اند
در گوشه‌ی پرت این جنگل
نزدیک همان رودخانه با زمزمه‌های زلالش
هر رهگذر کُنده خشکی میان‌شان می‌اندازد
                                       آتشی به پا می‌کند
از تف آتش است که سیاه شده‌اند
رفته رفته ترک خورده‌اند
و تنها مشتی خاکستر
هر بار در دل‌شان تلنبار شده است.
 

رضا چایچی

تک نگاری

نقش کتیبه ها

نقش کتیبه ها

ساتیار فرج زاده

شعرها

بین تمام نام‌هایی که به این‌جا رسیده‌اند

بین تمام نام‌هایی که به این‌جا رسیده‌اند

سریا داودی حموله

رؤیای پلنگ

رؤیای پلنگ

علیرضا آبیز

زمان بسته‌ست از رو باز هم امروز شمشیری

زمان بسته‌ست از رو باز هم امروز شمشیری

هادی خور شاهیان

پنجره

پنجره

فروغ فرخزاد