جزای این‌که رها کردی شبِ زلالِ جنینی را

جزای این‌که رها کردی شبِ زلالِ جنینی را
تمام عمر تحمل کن عذاب چله‌نشینی را
به جرم آن‌که شبی جدّت لبی به سیب بهشتی زد
بتَن به خاک و تناول کن خوراکِ سیبِ زمینی را
بمان و جان بکَن و در خاک برای خویش فراهم کن
کلاه و عطر فرنگی را حریر و کاسه‌ی چینی را
جهان و جدول ضربش را بخوان و درس بگیر آن‌گاه
به هر حساب و کتابی شد بگیر نمره‌ی دینی را
به سِحر خو کن و جادو کن برای قهوه ورق رو کن
به فالِ لب که عمل کردی بگیر طالعِ بینی را
جنین خیره‌سری بودی که سر ز خاک درآوردی
بدا که فرصتِ جبران نیست خطای لانه گزینی را
 

متولد ۱۳۵۶، زنجان، ساکن تهران. 
مجموعه‌های منتشر شده: 
«جهان غزلی عاشقانه است»، «آکواریوم» و...