شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

صدا

صدا
دوچوکه
فچکه
رایا.
میز
صندلی بِه
صندلی
سردی.
می‌داد
واکونه درا
شبا
تا زنه
باد سینه‌تان.
تازه
تفاق
دکفه

صدا/ می‌چسبد‌(در آغوش می‌گیرد)/بالا می‌رود/از راه. /میز/صندلی می‌شود/صندلی/نردبان./مداد/در را باز می‌کند/شب را/تا می‌زند/ درونِ سینه‌ی باد. /اتفاقی/ تازه/در راه

مهرداد پیله‌ور

تک نگاری

شعرها

من بغض یک عروسک تنهایم

من بغض یک عروسک تنهایم

سیده تکتم حسینی

جوان نمی‌شوی اما به یاد بیار که «بودی»

جوان نمی‌شوی اما به یاد بیار که «بودی»

راضیه بهرامی‌خشنود

هیچ مدرکی دال بر اینکه درک شوم، نیست.

هیچ مدرکی دال بر اینکه درک شوم، نیست.

جمال‌الدین بزن

دو شعر از رضا باب‌المراد

دو شعر از رضا باب‌المراد

رضا باب‌المراد