شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

صدا

صدا
دوچوکه
فچکه
رایا.
میز
صندلی بِه
صندلی
سردی.
می‌داد
واکونه درا
شبا
تا زنه
باد سینه‌تان.
تازه
تفاق
دکفه

صدا/ می‌چسبد‌(در آغوش می‌گیرد)/بالا می‌رود/از راه. /میز/صندلی می‌شود/صندلی/نردبان./مداد/در را باز می‌کند/شب را/تا می‌زند/ درونِ سینه‌ی باد. /اتفاقی/ تازه/در راه

مهرداد پیله‌ور

تک نگاری

بلاغتِ شورش

بلاغتِ شورش

فرشاد سنبل‌دل

سماع دوگانه‌ها

سماع دوگانه‌ها

میترا فردوسی

شعرها

از اتفاق چشم تو باران به من رسید

از اتفاق چشم تو باران به من رسید

عادل سالم

به موازاتِ دریا

به موازاتِ دریا

راد قنبری

با چشم‌های نصفه‌خمارت 

با چشم‌های نصفه‌خمارت 

شهرام میرزایی

سگ جان

سگ جان

کوروش جوان‌روح