شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

نصیحتم نکن!

نصیحتم نکن! آیینه‌دارِ خودخواهی
که من رها شده‌ام از عذاب آگاهی
محالِ ممکنِ عقلِ غزل‌سرای من است
که عاشقت بشوم در تغزّلی واهی
ببین نشسته‌ام از نفرت تو بنویسم
کنار بسته‌ی سیگار و کاغذی کاهی
برای من که نه فرمان‌برم نه خوش‌خنده
چه فرق دارد اگر دلقکی اگر شاهی؟
زمانه‌ای‌ست که معنای عاشقی شده است:
تمایلات جنون‌واره‌ی هراَزگاهی
و در توهّم خود هرچه دست و پا بزنی
دلی قشنگ نداری برای همراهی

مریم جعفری‌آذرمانی

تک نگاری

شعرها

شاید زمان آن چای کم‌رنگی است 

شاید زمان آن چای کم‌رنگی است 

الهام جهانبازی گوجانی

جوان نمی‌شوی اما به یاد بیار که «بودی»

جوان نمی‌شوی اما به یاد بیار که «بودی»

راضیه بهرامی‌خشنود

تیمارستان

تیمارستان

ستار جانعلی‌­پور

در برهنگی بلندترین شب سال

در برهنگی بلندترین شب سال

مهتاب موسوی