شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

خداخند برف

پنهانت می‌کنم
دروغی را مانندی 
که کودکی 
نخستین بار گفته باشد،
تپش دلی را می‌مانی 
در سلام نخستین 
در کوچه ی شلوغ عصری پاییزی.
لکنتی ناگهان
در تکلم هجای آغازین «سسسس لام»،
چونان رقصی خفته در هیجان دست‌ها،
در تلاقی نامکرر موسیقای دو نگاه.
جاری شریان آب در رگ  برگ‌های کویری،
-دل خواه و زلال /کوتاه دل نشین -
پنهانت می‌کنم
چونان منتهای تنفس تابناک  دیریافت  آفتاب 
در خنداخند برف بهمن 
به پیکره ی نارس گندم 
در تیره بستر خاک.
چونان حلول حنجره‌ی تازه‌ی غزل
در ساختار منجمد شعر «عنصری».
پنهان،
نه،
در قاب‌های قالی رنگین شعر خود
در بیلبورد‌های واژه‌هام
نام تو را -رسا-
تکرار می‌کنم.

غلامحسین فارسی

تک نگاری

شعرها

مادر

مادر

حسن بهرامی

تو زیبایی

تو زیبایی

سکینه نودهی

دشت را  به تمامی فریاد شدم 

دشت را  به تمامی فریاد شدم 

هوشنگ رئوف

ظلم، چاقوی تیز آخته‌ای‌ست روی مردم کشیده کبّاده

ظلم، چاقوی تیز آخته‌ای‌ست روی مردم کشیده کبّاده

پوریا سوری

ویدئو