شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

تو را من چشم در راهم

تو را من چشم در راهم
شباهنگام
که می‌گیرند در شاخ تَلاجَن سایه ها رنگ سیاهی
وزان دلخستگانت راست اندوهی فراهم
تو را من چشم در راهم

شباهنگام
در آن دم که بر جا دره‌ها چون مرده ماران خفتگانند
در آن نوبت که بندد دست نیلوفر به پای سرو کوهی دام
گرم یادآوری یا نه،
من از یادت نمی‌کاهم
تو را من چشم در راهم.

نیما یوشیج

تک نگاری

شعرها

درد که بیاید

درد که بیاید

راهبه خوشنود

 صبح آن روز ساعت هفت از

صبح آن روز ساعت هفت از

محمد حسین عباسی

از ابر و چشم

از ابر و چشم

م. مؤید

بی‌شرف های دور من: بسیار

بی‌شرف های دور من: بسیار

فرزین منصوری