شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

وقتی که باز می‌آیی

وقتی که باز می‌آیی
نام تو را
تمام جهت‌ها
رسم می‌کنند
و در گذار دامن تو دانه‌های شن
بر ریشه‌های پیدا
پیراهن عبور شعاع
می‌پوشد
پیشانی تو وسعت شیشه است
وقتی که بازمی‌آیی
و هر درخت، بوسه است
وقتی که مفصل تو ملاقاتی است
بین صفات باد و تکبیر توفان
و در هوای ده‌کده پیشانی تو وسعت اطراف هجر را
محدود می‌کند

تو بازمی‌آیی
با نافی از خلیج‌احمر
و رانی از عصای موسی
و شکل راه رفتن تو
معنای مثنوی است
و روح مولوی است اینک
که از ساق تو حکایت نی را
برمی‌دارد.

یدالله رویایی

شعرها

نفست را حبس کن

نفست را حبس کن

محمد شیرازی

آه ای غرور متصل به غم

آه ای غرور متصل به غم

احمد امیرخلیلی

چیزی نمانده از قلبت 

چیزی نمانده از قلبت 

مرتضی بخشایش

مثل همیشه مرگ تو را خواب دیده‌ام

مثل همیشه مرگ تو را خواب دیده‌ام

حسن زینلی مقدم