شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

نشانی

خانه دوست كجاست؟

در فلق بود كه پرسيد سوار

آسمان مكثي كرد

رهگذر شاخه نوري كه به لب داشت

به تاريكي شن ها بخشيد و به انگشت

نشان داد سپيداري و گفت

نرسيده به درخت

كوچه باغي است كه از خواب خدا

سبزتر است

و در آن عشق به اندازه پرهاي صداقت آبي است

ميروي تا ته آن كوچه

كه از پشت بلوغ سر به در مي آرد

پس به سمت گل تنهايي مي پيچي

دو قدم مانده به گل

پاي فواره جاويد اساطير زمين مي ماني

و تو را ترسي شفاف فرا مي گيرد

در صمیمیت سیال فضا، خش‌خشی می‌شنوی:

كودكي مي بيني

رفته از كاج بلندي بالا

جوجه بردارد از لانه نور

و از او مي پرسي

خانه دوست كجاست؟

سهراب سپهری

تک نگاری

شعرها

تو بگو سینه دارچینِ دیوانه

تو بگو سینه دارچینِ دیوانه

فهیمه جهان آبادی

ما غلامان حلقه به گوش 

ما غلامان حلقه به گوش 

نعمت مرادی

این بار برای خودم می‌نویسم

این بار برای خودم می‌نویسم

مرتضی بخشایش

از آسمان شبحی روسیاه مانده فقط

از آسمان شبحی روسیاه مانده فقط

بابک دولتی