شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

نامت از دهان شهر بخار می‌شود 

نامت از دهان شهر بخار می‌شود 
در کوچه فریادی می‌شوی نزدیک به زمین 
که مه‌اش می‌نامند 
اخبار اما می‌گوید غبار محلی است 
و 
ساعتی دیگر پراکنده خواهیم شد. 

گلاله هنری

تک نگاری

شعرها

منم شیرازِ شهرآشوب و در جانم چه محشرهاست

منم شیرازِ شهرآشوب و در جانم چه محشرهاست

زری قهار ترس

کولی

کولی

مهشید رستمی

تلفن زنگ بزند

تلفن زنگ بزند

سارا مؤیدی

قدمت را بزن، نمی فهمند

قدمت را بزن، نمی فهمند

محمود صالحی‌فارسانی