شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

برف از شانه‌ی تو آغاز شد 

برف از شانه‌ی تو آغاز شد 
در آفتاب بودم. در سایه‌ی طره‌ی سرخِ تو بودم
آمدم که بمانم
آمدم که بمیرم
این حرف سوی تو آمد
سوی کبوتران مَحرم
رها
برف از شانه‌ی تو آغاز شد.

قاسم آهنین جان

تک نگاری

چگونه شعر بنویسیم؟

چگونه شعر بنویسیم؟

ترجمه‌ی نازیار عُمرانی

در میکده‌ی برف

در میکده‌ی برف

سهراب مختاری

شعرها

همه‌چيز از یک دعوتنامه شروع شد

همه‌چيز از یک دعوتنامه شروع شد

مجتبی هژبری

اسب‌ها گه‌گاهی می‌آیند 

اسب‌ها گه‌گاهی می‌آیند 

مهدی ریحانی

دیر کردی پس چه شد؟ در من تب دلشوره‌یی‌ست

دیر کردی پس چه شد؟ در من تب دلشوره‌یی‌ست

فرزانه میرزاخانی

نقابی از خوشبختی

نقابی از خوشبختی

احمدرضا احمدی