شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

برف از شانه‌ی تو آغاز شد 

برف از شانه‌ی تو آغاز شد 
در آفتاب بودم. در سایه‌ی طره‌ی سرخِ تو بودم
آمدم که بمانم
آمدم که بمیرم
این حرف سوی تو آمد
سوی کبوتران مَحرم
رها
برف از شانه‌ی تو آغاز شد.

قاسم آهنین جان

شعرها

آیینه می پرسد: چطوری؟!

آیینه می پرسد: چطوری؟!

بابک دولتی

برای خداحافظی اومدم

برای خداحافظی اومدم

حامد ابراهیم پور

  شهر را تکه‌ای چشم‌هات  خفه می‌کند در شعر

 شهر را تکه‌ای چشم‌هات  خفه می‌کند در شعر

بهراد باغبانی نیک

همین که این در وامانده باز باز شود،

همین که این در وامانده باز باز شود،

محمود صالحی‌فارسانی