شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

نفر اول نشسته از راست

نفر اول نشسته از راست؛
سعی می‌کند هنوز زنده به‌نظر برسد؛
مثل غواصی که با لوله‌های نامرئیِ اکسیژن
به جهانی دیگر متصل است.

نفر دوم ایستاده از چپ؛
نان را هم‌چون جنازه‌ی کودکی که هنوز داغ است
در آغوش گرفته است
و سیب‌ها در عکس خوب افتاده‌اند.

قلب شکسته‌ی زنی در انتهای کادر
عکس قدیمی را ترک انداخته است
و گربه‌ای این جلو
دارد با ارواح پرندگانِ مرده بازی می‌کند.

عمارت پشت سر
تا حالا حتماً باید خراب شده باشد
و از رادیو دارد آهنگی پخش می‌شود
که خواننده‌اش تاحالا حتماً مرده است.

این یک عکس دسته‌جمعی نیست،
این یک گور دسته‌جمعی است.

مسعود شهریاری

شعرها

سرگشته را دیگر خیال گم شدن نیست

سرگشته را دیگر خیال گم شدن نیست

مریم حاج محمدی

شاید زمان آن چای کم‌رنگی است 

شاید زمان آن چای کم‌رنگی است 

الهام جهانبازی گوجانی

زنانِ اسطوره پیراهن ابریشمی می‌پوشند

زنانِ اسطوره پیراهن ابریشمی می‌پوشند

علیرضا کرمی

چرخیدی و از دست دشمن سر درآوردی

چرخیدی و از دست دشمن سر درآوردی

احسان بدخشانی