شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

ننه جان اوزاخ  یره گِتمرم
 دیدی : جانم  قاپو دالو دا غربت ده
یعنی...

ننه جان اوزاخ  یره گِتمرم
 دیدی : جانم  قاپو دالو دا غربت ده
یعنی...

صبح زود
روی سیم برق
یک قمری طوری اندوهگین می‌خواند
که من دلم...

تک نگاری

شعرها

به کوتاهی یک رؤیا

به کوتاهی یک رؤیا

واهه آرمن

سربازها رفتند

سربازها رفتند

وجیهه نوزادی

با تلویزیون

با تلویزیون

مریم فرجی

ترس شب

ترس شب

رضا محمودی‌حنارود