شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

به راه‌هایی خراب 

به راه‌هایی خراب 
با گوش‌واره‌ی سنگی می‌دوم.  
با منگوله‌ی یخ 
نوک موهایم 
چون ستمی ابدی. 
و در گوشم 
اختلاط آدم‌های مرده 
بیدار است
طوفان، در دهانم، فوت می‌کند 
و رودی تاریک 
از چشمم، پایین می‌ریزد 
و برق می‌زند، صورت‌های فلکی 
بر صورتم 
می‌لرزم و 
تکان می‌خورد، بعدهای هندسی 
باران، درشت و شور 
تنم را،  طی می کند  
نفسی به افق، می‌اندازدم 
تا ده انگشت مهربان تو 
مرا 
از صدمه‌ی جهان مردگان  
نجات  دهد... .

وسعت‌الله کاظمیان دهکردی

شعرها

هیچ مدرکی دال بر اینکه درک شوم، نیست.

هیچ مدرکی دال بر اینکه درک شوم، نیست.

جمال‌الدین بزن

سرآخر

سرآخر

ستار جانعلی‌­پور

ظلم، چاقوی تیز آخته‌ای‌ست روی مردم کشیده کبّاده

ظلم، چاقوی تیز آخته‌ای‌ست روی مردم کشیده کبّاده

پوریا سوری

پنج شعر از محمد منافی

پنج شعر از محمد منافی

محمد منافی