شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

زن كه باشی
دامنت بايد چين‌دار باشد
دست‌هايت چوبِ دارچين در قوری...

...

برای من
چراغ باش
یک نور گاه و بیگاه
اصلاً نمان
رسمت...

برای کسر زن از جهان
ناو و توپ و تانک 
به کوچه ی باریک خانه‌ام 

بسته بسته
مرا بگذار روی شکسته‌های دلت
بگذار همیشه درها بسته بماند
...

نشسته‌ام پشت در خانه‌ات
دخیل بسته‌ام 
باز کن قفل زنگ زده ی...

درختان در اتاقم ايستاده
سيگار می‌كشند
كمدها خالی
كشوها پر...

درختان در اتاقم ايستاده
سيگار می‌كشند
كمدها خالی
كشوها پر...

در زن درخت گلابی ميوه می‌دهد
در زن ميدان آزادی دور می‌زند
در خيابان...

غريبه ام با شهر
با تو كه هميشه نيامدن را تمرين می كنی
با خودم كه مشق انتظار می...

تک نگاری

شعرها

دلگیرم از تنهایی از شب کوچه‌گردی‌ها

دلگیرم از تنهایی از شب کوچه‌گردی‌ها

مجید عزیزی

از گیسوان مشکی‌اش، از شانه می‌ترسی

از گیسوان مشکی‌اش، از شانه می‌ترسی

تمنا مهرزاد

و آینده‌ام را درخت کرده‌ا‌‌ند

و آینده‌ام را درخت کرده‌ا‌‌ند

شاهنده سبحانی

کبود قبر بود و نبودم کنار خودم

کبود قبر بود و نبودم کنار خودم

فهیمه جهان آبادی