شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

بادبادک ها

هیچ بادبادکی نمی‌داند بی‌هوا
از هوا چه می‌کشم
این دست‌اندازهای هوایی
که‌ زمین را می‌لرزاند و پرنده‌ی دلم را آسوده‌ نمی‌گذارد
بی‌هواپیما مانده‌ است
چرا سکوتت را در بی‌تابیم پیچیده‌‌ای؟
من که‌ نخ پروازبودن خود را به دست‌های بی‌قرارت سپردم
تا بدانی قفس بی‌بالی  «ریگی به‌ کفش» ندارد
اکنون
دو بادبادک در امتداد شانه‌هایت می‌پرند
آسمان مرغ‌های آبی‌اش را دوست دارد.
اگر در گره‌ای ماندنی رهایشان کنی!

ایرج عبادی

تک نگاری

شعرها

دیر کردی پس چه شد؟ در من تب دلشوره‌یی‌ست

دیر کردی پس چه شد؟ در من تب دلشوره‌یی‌ست

فرزانه میرزاخانی

این بهار را هم  نمردم و دیدم:

این بهار را هم  نمردم و دیدم:

ایرج کیا

امشب زنی از جاده‌ی کابوس برگشته است

امشب زنی از جاده‌ی کابوس برگشته است

مریم حسین‌زاده

...  دور بودم در خاطره‌ای که پدر با خود نبرده بود

... دور بودم در خاطره‌ای که پدر با خود نبرده بود

فرحناز عباسی