شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

برای بم‌نشینان
و به تمام زلزله‌زدگان...

برای بم‌نشینان
و به تمام زلزله‌زدگان...

آبان نهنگ تنهایی بود
چمباتمه‌زده بر عمیق‌ترین کابوس‌هایم
سنگین...

برای خوزستان
چشمان ما چگونه تاب می‌آورند خاموشی ایل را
در کرانه‌ی شرقی...

دکمه‌های پیراهنت یکی در میان
باز... بسته
و باز می‌شود چشمانم به...

لب به سیگار داده و لم به صندلی
ضرب‌گرفته با انگشت‌هاش... روی میز
تق...

پاییز که سرازیر می‌شود از قلهک
باد شانه می‌زند و 
برگ‌هام...

شعرها

بر صبحِ تو نفس بیاویزم

بر صبحِ تو نفس بیاویزم

صوفیا آهنکوب

دادی کشید بر سر ِ زن: «هی نگو بمان

دادی کشید بر سر ِ زن: «هی نگو بمان

آزاده بدیهی

اضافه نشدی از به مقدار هیچ عدد

اضافه نشدی از به مقدار هیچ عدد

مظاهر شهامت

سربازها رفتند

سربازها رفتند

وجیهه نوزادی