دوست داشتنت
قبل از من متولد شده است
چگونه دوستت نداشته باشم؟
سال‌ها
با تو قدم زده‌ام
بی‌آن‌که  راهی هموار باشد
ساعت‌ها 
با تو حرف زده‌ام
بی‌آن‌که نیمکتی در کار باشد
بارها
بوسیدمت
بی‌آن‌که دهانی داشته باشم
گریزی نیست
برگرد
کمی از دوست داشتنم را 
با خودت ببر 
من برای این‌همه دوست داشتن کمی پیر شده‌ام!

کلمات کلیدی : شعر | مجله شعر |

 شاعر : وجیهه نوزادی
سایر اشعار این شاعر