شعرها

صوت ها

ویدئوها

کتاب ها

چون مرده‌ای تنها کفن بر تن ندارد

چون مرده‌ای تنها کفن بر تن ندارد
حال وطن این روزها گفتن ندارد
از خودزنی‌هامان چرا این‌قدر شاد است؟
چون کینه‌های دوست را دشمن ندارد
هر گوشه گنجی دارد این ویرانه‌ی ما
دارد ولی سهمی‌ برای من ندارد
سرهای عشاق وطن بر دامن اوست
این دامن غرقه به خون شستن ندارد
شب مانده و خورشید را تبعید کرده‌ست
شمعی به فردا باوری روشن ندارد
آب از سر خاکش گذشته، وای بر او
کو خاک تا بر سر کند؛ میهن ندارد
آری، سکوت آبستن فریاد خفته‌ست
حال وطن این روزها گفتن ندارد
 

صابر قدیمی

شعرها

تو میوه‌های منی 

تو میوه‌های منی 

محمد شمس لنگرودی

فالگیر

فالگیر

محمدحسین بهرامیان

منم شیرازِ شهرآشوب و در جانم چه محشرهاست

منم شیرازِ شهرآشوب و در جانم چه محشرهاست

زری قهار ترس

این بار برای خودم می‌نویسم

این بار برای خودم می‌نویسم

مرتضی بخشایش